محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
262
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
نيست . ديد ما نسبت به نقش نيت در اخلاق اسلامى اين است و عبارت مشهورى كه آن را سنگ محك و معيار اخلاقيت مىداند ، اجازه نمىدهد كه نيت همه مطلب باشد و تمام ارزش عمل را فراگيرد ، بلكه آن را صرفا شرط صحت عمل مىداند . د - آزادى وقتى كه شخص با شريعت آشنا بود و از روى اراده عمل كرد و آگاهى كامل از جريان داشت ، معنايش اين نيست كه وى تمام شرايط مسئوليت را دارد . زيرا من به خوبى مىدانم كه اين عمل بر من حرام است ، در مورد طبيعت مادّى و يا طبيعت اخلاقى آن اشتباه نمىكنم ، و موقعى كه بر ارادهء من حتمى شد كه وارد كار بشود ، از همان جنبهاى كه حرام گرديده ، وارد مىشود . بنابراين ، اين عملى آگاهانه مىباشد كه برآمده از يك نيّت دوگانه است . جز اينكه اگر تنها ارادهء من باعث پديد آمدن آن عمل نيست و اگر زمينهء اختيار آزادانهء من همچون صفحهء سفيدى خالى نبوده ، بلكه به وسيله نيروهاى ديگرى اشغال شده است كه اختيار مرا در يك جهت خاصى محدود ساخته ، نه در جهت ديگر ، و هرگاه براى ارادهء من - درحالىكه مواجه با اين برخورد و تداخل است - جز پيروى از موجى نيست كه قبلا خط آن ترسيم شده است . پس چگونه چنين عملى را به خودم نسبت دهم كه شخصيت من جز در يك جهت معيّنى هيچ سهمى در انجام آن ندارد ؟ آيا علاوه بر آنچه توضيح داديم ، راجع به اهمّيّت ملكات شناخت و اراده ، بر ما واجب نيست كه در مورد اهميت توانايىمان كنجكاو بوده و ثابت كنيم كه تأثير تلاش ما در انجام عمل ، يعنى آزاديمان شرط چهارم مسئوليت است ؟ . . . به راستى اصل تناسب بين مسئوليت و آزادى ، شاخ و برگش تا عمق وجدان انسانى گسترش يافته است ، بهگونهاى كه ناآگاهى از آن بدون اينكه چيزى از تجاوزگرى در موضع ما پديد آيد ، غير ممكن است . بنابراين - اگر ما انسان را چنانكه هست ، در نظر بگيريم - تا چه حدى امكان دارد كه از مسئوليت شرعى سخن بگوييم ؟ البته ما مىدانيم كه مسئله آزادى از همان آغاز دو نظريه متفاوت را در پى داشته است كه در بالاترين حد از حتمى و غير حتمى بودن ، باهم اختلاف دارند ( دستكم در راه و روش محض )